الشيخ محمد تقي فلسفي
421
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
انّ رسول اللَّه لا يدع احدا يمشى معه اذا كان راكبا حتّى يحمله معه فان ابى قال تقدّم امامى و ادركنى في المكان الّذى تريد . اگر پيغمبر سوار بود اجازه نميداد كسى پياده در ركابش راه برود ، او را به ترك خود سوار ميكرد و اگر از سوار شدن ابا مينمود به او ميفرمود شما جلو برو و در فلان مكان مرا ملاقات كن . بحار جلد 6 صفحهء 153 رنجش انصار رسول اكرم روى جهات و مصالحى ، غنائم جنگ حنين را تنها بين قريش تقسيم فرمود و بانصار سهمى نداد . بعضى از انصار كه در پيشرفت اسلام سهم بزرگى داشته و خدمات درخشانى كرده بودند خشمگين شده و از آن حضرت رنجيده خاطر شدند و آن را بتحقير و بىاحترامى نسبت به خود تلقى كردند . خبر برسول اكرم رسيد ، دستور داد انصار در يك جا جمع شوند و جز انصار ، كسى در آن مجلس شركت نكند . پيغمبر اكرم باتفاق على عليه السّلام بمجلس آمدند و در وسط جمعيت نشستند . سپس پيغمبر بانصار فرمود من از شما پرسشهائى ميكنم به من پاسخ دهيد . عرض كردند سؤال كنيد . فرمود آيا شما گمراه نبوديد و خداوند بوسيلهء من شما را هدايت كرد ؟ عرض كردند بلى . آيا شما در پرتگاه سقوط نبوديد و خداوند بوسيلهء من شما را خلاص كرد ؟ عرض كردند بلى . آيا شما دشمن يك ديگر نبوديد و خداوند بوسيلهء من شما را با هم مهربان كرد ؟ عرض كردند بلى . سپس پيغمبر چند لحظه سكوت كرد . بعد فرمود چرا شماها به كارهاى خود جواب مرا نميگوئيد ؟ عرض كردند چه بگوئيم .